برچسب ها: 

این جستار شامل 1 پاسخ ، و دارای 2 کاربر است ، و آخرین بار توسط  صدرگشت در 3 ماه، 4 هفته پیش بروز شده است.

شیراز مهمان نواز!!!!!


  • nikandisheh
    مشارکت کننده
    nikandisheh

    جای شما خالی برای عید تصمیم گرفتیم یه سفر بریم شیراز. شب راه افتادیم و صبح ساعت 6 نزدیکیای شیراز بودیم آفتاب چنان تند بود مجبور شدیم پرده رو بکشیم. آخه ساعت 6 صبح این آفتاب شدید از کجا اومده بود! من که همیشه عینک آفتابی همراه دارم از شانس بدم عینکم تو خونه جا مونده بود حالا با این آفتاب باید چیکار می کردم.تقریبا دو ساعتی معطل پیدا کردن جا شدیم. بعد از پیدا کردن محل اسکان رفتم نون بگیرم و با یه مغازه دار که الهه اخلاق بود! مواجه شدم. حالم گرفته شد. هر چند جای اسکانمونم تعریفی نداشت جای تمامی امکانات خالی بود یعنی بود اما نه برای مسافرین عجبببب مهمون نوازییییی
    ناهارو خوردیم و عصر رفتیم ارگ کریم خان. دیوار ساختمون کج شده بود )حیفففففف(. از اونجا رفتیم بازار وکیل خیلی شلوغ بود اما خوب بود بازارش صنایع دستی بود و مملو از ظروف و کالاهای مسی، و لباسهای محلی قشقایی. اون شب به حمام وکیل نرسیدیم .روز بعد رفتیم باغ عفیف آباد که در واقع موزه هم بود. قهوه خانه سنتی و حمام قجری داشت نقلی بود و بامزه. انواع اسلحه ها و چند تا ماشین جنگی و حتی آمبولانس حمل پیکر رضاشاه هم بود. گفته شده باغ عفیف آباد موزه ارتش هست. عصر رفتیم حمام وکیل )راننده پرسید بازار وکیل می رید همسفرمون گفت نه می ریم حمام دوش بگیریم وقتی به مقصد رسیدیم راننده گفت عافیت باشه(. حمامش خیلی قشنگ بود این حمام به دستور کریم خان زند برای استفاده شهروندان ساخته شده بود. عروسکهایی تو حمام بود که کاملا طبیعی ساخته شده بودن و صدایی هم از طرف این مجسمه ها برای خوشامد گویی و ذکر عافیت از سیستم صوتی پخش می شد.خزینه آب سرد و گرم، حوضچه های کوچک، سلمانی، کسی که دندان می کشید و کاتب و کدخدا و دلاک همه و همه خودنمایی می کردن. توصیه می کنم اگه سری به شیراز زدین حتما از حمام وکیل دیدن کنید. مسجد وکیل هم بود اما دیدن نکردیم. روز بعد از حافظیه، باغ دلگشا و باغ ارم دیدن کردیم. اینجا خیلی شاکی شدم از آدرس دادنشون. به ما گفتن از محدوده حافظیه تا فلکه اول 5 دقیقه راهه و از اونجا تا فلکه دوم 10 دقیقه ما هم گفتیم که اومدیم برای گردش خوب پیاده بریم هر چی ما رفتیم خبری از فلکه دوم نبود آخر یکی گفت دوره باید با ماشین برید. سوار اتوبوس شدیم و خلاصه تا اخر خط! رفتیم. علت اینکه سوار اتوبوس می شدیم این بود که تعدادمون زیاد بود و تو یه ماشین جا نمی شدیم و نمی خواستیم از هم دور باشیم. تو باغ ارم ساختمونی بود که صنایع دستی از انواع سنگهای خشکی و دریایی ساخته شده بودن. خیلی زیبا بودن. و به گشتن تو باغ ادامه دادیم . انواع گیاهان و درختان از سراسر دنیا تو این باغ بود. فردای اون روز رفتیم مرودشت. خیلی مردم خونگرمی بودن. جای شما خالی عصر رفتیم پارسه. قدم زدن تو پارسه هم حس غرور می داد هم حسرت. این خرابه با گذشت چند قرن و خشونتی که به اون اعمال شد باز هم همچنان ستونهای با ابهتی داشت. و پلکانی که با وجود تعداد زیاد اصلا خسته نمی کرد. متاسفانه دیگه فرصت برای بازدید از پاسارگاد رو نداشتیم و مجبور به بازگشت بودیم. مسافرت خوبی بود اما برخلاف اینکه می گفتن شیرازیامهمون نوازن متاسفانه ما بیشتر برخورد بد دیدیم نه مهمون نوازی


  • صدرگشت
    سرپرست کل
    صدرگشت

    دیگه تن اونها هم خورده به تن باقی ملت ایران و اخلاق شون عوض شده هر چند هنوز قابل قبول تر از باقی شهرهای ایران هستند.

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.

هرگونه باز نشر مطالب این سایت حتی با ذکر منبع منوط به کسب اجازه ی کتبی می باشد. هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت به استناد قانون حمایت حقوق مولفین و مصنفین و ... .پیگرد قاطع قانونی را به دنبال خواهد داشت.